تاريخ دست كم يك چيز ياد ميدهد، چيزي بسيار مهم: نابردباري تنها جنايت نيست، بلكه تحقير است. نابردباري حتي به هدف خودش كمكي نميكند، يعني حفظ گروهي كه آن را اعمال ميكند؛ چون اگر آن گروه را نابود نكند، به ندرت از تخريب خود آن گروه بازميماند.
تاريخ علم ارزش علم را براي هر فرد و براي جامعه ثابت ميكند؛ همچنين كافي نبودن علم را.
بيشك، مورخان كار را با اثبات چنين چيزهايي آغاز نميكنند؛ ولي برهان در گزارش آنان نهفته است. پژوهش تاريخي، بيآنكه فاقد پيشداوري، فاقد علاقه به يافتن چيزي جز حقيقت (محتملترين حقيقت) و بيان آن باشد، ارزش نخواهد داشت. با اين حال، وقتي گزارش سادهاي تهيه ميشود، اين حق موٴلف است كه نتيجهگيري كند و اين نتيجهگيريها درسهايي حقيقي است، درسهايي است كه از تجربههاي پيشينيان، به دست آمده است.
بيان تمام حقيقت ممكن نيست، ولي در اين مجلد سعي زيادي شده هر مسئلهاي از زاويههاي متعددي ملاحظه شود.
گزارش ما از تاريخ سدهٴ چهاردهم، به صورت كامل نيست، بلكه تنها تاريخ علم و معرفت در آن سده است. از اين رو، بيشتر به افراد داراي حسن نيت اختصاص يافته است، كساني كه همان هدف ما را داشتند، يعني يافتن حقيقت و پشتيباني كردن از آن. اينان از انواع گوناگون بودند، ولي همه در راه خودشان ميكوشيدند و با نبوغ و محدوديتهاي خودشان يكي از والاترين وظيفههاي بشري را ايفا ميكردند. آنان سازندگان واقعي جهان خود بودند كه از سدهٴ چهاردهم، پديدار شد.
تاريخ علم پويش گيتي را توسط انسان، كشف رابطههاي موجود ميان زمان و مكان را، دفاع او را از هر حقيقتي كه به دست آمده و مبارزهٴ او را با خطاها و خرافات شرح ميدهد. از اين رو، سرشار از درسهايي است كه نميتوان از تاريخ سياسي انتظار داشت، كه در آن احساسات بشري خيلي دلخواهانهتر دخالت دارد. به علاوه، تاريخ علم گزارش شرح پيشرفت مشخص است، تنها پيشرفتي كه در تكامل بشري به طور قابل تشخيصي آشكار و خطاناپذير است. البته، اين بدان معني نيست كه پيشرفت علمي هرگز مختل نشده است. لحظههاي توقف، حتي سير قهقرايي در اين جا و آن جا وجود داشته است، ولي حركت كلي در طي زمان و در كشورها پيشرو و قابل اندازهگيري است. تاريخ علم شامل با شكوهترين، نابترين و دلگرم كنندهترين كارها در سراسر گذشته است. رشد آگاهي در برخي زمينهها (مثلاً جغرافيا) محسوستر از بقيه (مثلاً جامعهشناسي) است، ولي هميشه به طور نسبي محسوس است و دورههاي ابهام و تيرگي، به نوعي كه گاه در سدههاي ميانه، ديده ميشود، در حكم دوران كسب آمادگي، نهفتگي و باروري بوده است.
تاريخ علم، بالاتر از همه، تاريخ حسن نيت، حتي در زماني است كه حسن نيت جز در